من سارا هستم، ۳۱ سالمه، لیسانس مهندسی معماری دارم و اگه بخوام صادق باشم، چند سال بعد از فارغ‌التحصیلی یه حس عجیبی همیشه همراهم بود؛ حس اینکه یه چیزی هنوز کامل نشده. همیشه دلم می‌خواست ادامه تحصیل بدم، ولی نه تو ایران. دلم یه تجربه جدید می‌خواست، یه کشور جدید، یه شروع تازه.

شب‌ها تو اینترنت دانشگاه‌های مختلف رو نگاه می‌کردم، درباره ایتالیا می‌خوندم، درباره شهرهاش، معماریش، تاریخش… ته دلم می‌گفتم «سارا، تو باید بری جایی که نفس معماری تو کوچه‌هاش جریان داره.» ولی بین رویا تا واقعیت یه دره عمیق بود؛ تمکن مالی، زبان، اپلای، ویزا… همه‌ش برام مثل یه کوه بزرگ بود.

از زبان شروع کردم. آیلتس می‌خوندم، کلاس می‌رفتم، خودم می‌خوندم و برنامه‌ریزی کرده بودم آزمون بدم که یهو خبر لغو شدن آیلتس تو ایران اومد. یادمه همون روز نشستم رو تخت و فقط به سقف خیره شدم. گفتم یعنی تموم شد؟ یعنی همین‌جا باید بی‌خیال بشم؟

ولی من از اون مدل آدمایی نیستم که زود کوتاه بیام. شروع کردم دوباره سرچ کردن. این بار جدی‌تر. درباره موسسه‌های مهاجرتی تحقیق کردم، کلی تماس گرفتم، کلی جلسه مشاوره رفتم که بیشترشون یا خیلی کلی حرف می‌زدن یا فقط وعده می‌دادن.

تا اینکه یه روز تو گوگل با اسم سبزاپلای آشنا شدم. راستش اولش بازم گارد داشتم، ولی دیدم مشاوره اولیه‌شون رایگانه. گفتم بذار حداقل حرف بزنم.

جلسه‌م با آقای موسوی تو گوگل میت برگزار شد. هنوزم یادمه چقدر آروم و دقیق توضیح می‌داد. منم همه نگرانی‌هامو ریختم وسط؛ از لغو شدن آیلتس گرفته تا تمکن مالی و اینکه واقعاً نمی‌دونم از کجا باید شروع کنم. همون جلسه اول یه جمله گفت که مسیرمو عوض کرد: «نگران آیلتس نباش، با تافل هوم ادیشن هم می‌تونی برای خیلی از دانشگاه‌های ایتالیا اپلای کنی.»

همون‌جا یه نفس عمیق کشیدم. انگار یکی چراغ رو روشن کرده باشه. یه راه جدید جلوی پام باز شد. بعد از چند روز فکر کردن و سبک‌سنگین کردن، قرارداد بستم. حس کردم بالاخره یه تیم دارم کنارم.

روند اپلایم با آقای خاوری جلو رفت که خودشون دانشجوی ایتالیا هستن. این خیلی برام دلگرم‌کننده بود؛ چون از نزدیک سیستم دانشگاه‌های اونجا رو می‌شناخت. با هم مدارکم رو آماده کردیم، رزومه رو قوی‌تر کردیم، انگیزه‌نامه رو چند بار بازنویسی کردیم.

از اون طرف داشتم برای تمکن مالی و گردش حسابم برنامه‌ریزی می‌کردم. راستش جور کردن مبلغ تمکن ساده نبود. باید حساب‌وکتاب می‌کردم، پول جابه‌جا می‌کردم، برنامه‌ریزی مالی دقیق‌تری می‌چیدم. خیلی وقتا استرس داشتم که نکنه کم بیارم، نکنه یه مدرک ناقص باشه. ولی هر مرحله که جلو می‌رفت، یه قدم به رویام نزدیک‌تر می‌شدم.

و بعد… اون روزی که هیچ‌وقت یادم نمی‌ره. چند روز پیش خانم محمدی بهم خبر داد که پذیرش گرفتی. ارشد رشته معماری و پایداری شهر از دانشگاه پارما ایتالیا!

نمیدونستم بخندم یا گریه کنم. همه اون شب‌بیداری‌ها، استرس‌ها، ناامیدی بعد از لغو آیلتس، دغدغه تمکن مالی… همه‌ش یه‌هو از جلوی چشمم رد شد.

الان دارم جدی کارای تمکن مالی و گردش حساب بانکیم رو مرتب می‌کنم که برای ویزا اقدام کنم. هنوز مسیر تموم نشده، می‌دونم چالش‌های جدیدی در راهه، ولی فرقش اینه که دیگه فقط یه رویا نیست. یه پذیرش رسمی دستمه، یه مقصد مشخص دارم، یه شروع تازه نزدیکه.

من سارا هستم، ۳۱ ساله، معمار… و این بار وقتی به آینده فکر می‌کنم، تصویر خودمو می‌بینم که تو ایتالیا، وسط شهری با کوچه‌های سنگفرش، دارم برای رویاهام می‌جنگم ولی این بار یه قدم جلوتر از همیشه.

برای مشاوره رایگان اپلای ایتالیا یا سایر کشور های اروپایی شما هم شانستون رو امتحان کنین و روی کلمه « لینک » کلیک کنین👉🏻
بازگشت به بالا