من ستایشم. ۲۰ سالمه.
همون دختری که همیشه ته کلاس مینشست
ولی معدلش شد ۱۹.۵
وقتی دیپلمم رو گرفتم، از همون روز اول فقط یه چیز تو ذهنم بود: مهاجرت. نه از اون مدل رویاهای الکی که فقط استوری میکنن، واقعاً میخواستم برم. میخواستم خودمو تو یه کشور دیگه، یه دانشگاه خوب، وسط آدمایی که از سراسر دنیا اومدن ببینم.
ولی خب… بابام میگفت:
«باشه اپلای کن، ولی دانشگاه هم برو. یه وقت دیدی کارت جور نشد، حداقل دانشجویی، عمرت هدر نرفته.»
حرفش منطقی بود، هرچند اون موقع حرصم میگرفت. ته دلم میگفتم یعنی انقدر به من اطمینان ندارین؟ ولی الان میفهمم از سر نگرانی بود.
قبول شدم مهندسی کامپیوتر.
رشتهای که همیشه دوستش داشتم. از بچگی با سیستم و کدنویسی ور میرفتم. ثبتنام کردم دانشگاه و همزمان کلاس زبانم رو جدیتر کردم.
اون دوران واقعاً سخت بود. صبح دانشگاه، عصر کلاس زبان، شب تمرین آیلتس.
گاهی نصفهشب از خستگی گریهم میگرفت. مخصوصاً وقتی میدیدم دوستام راحتتر زندگی میکنن و من باید مدام بدوم.
ولی بالاخره امتحان دادم…
و آیلتس ۶.۵ گرفتم.
یادم نمیره اون لحظه رو. صفحه نمره که باز شد فقط زل زده بودم. باورم نمیشد. حس کردم یه قدم بزرگ جلو رفتم.
اینجا بود که فهمیدم دیگه وقتشه جدیتر پیش برم. تنهایی تحقیق میکردم ولی هرچی بیشتر میخوندم بیشتر گیج میشدم. قوانین، مدارک، دانشگاهها، ددلاینها… یه جنگل کامل.
تا اینکه با سبزاپلای آشنا شدم.
اولش مردد بودم. گفتم نکنه فقط تبلیغ باشه. ولی دیدم مشاوره اولیه رایگان دارن.
یه جلسه تو Google Meet با کارشناس ارشدشون گذاشتم.
راستش استرس داشتم. فکر میکردم قراره قضاوتم کنن یا بگن دیر اقدام کردی.
ولی برعکس… خیلی دقیق مسیرمو بررسی کردن. گفتن با معدلت، آیلتس ۶.۵ و اینکه دانشجوی کامپیوتری، گزینههای خوبی داری. حتی گفتن میتونی ایتالیا رو جدی بررسی کنی.
راستش اولش آلمان و کانادا تو ذهنم بود.
ولی وقتی درباره ایتالیا تحقیق کردم، دیدم هم شهریهها منطقیتره، هم امکان بورسیه هست، هم دانشگاههای قدیمی و معتبر داره.
رشته مهندسی کامپیوتر دقیقاً همون چیزی بود که میخواستم. برای پذیرش باید آزمون چنت میدادم که آنلاین برگزار میشد.
اون چند هفته یکی از پرتنشترین دورههای زندگیم بود.
صبح دانشگاه خودم، عصر درسای آزمون، شب تست.گاهی وسط تستها مغزم قفل میکرد. با خودم میگفتم اگه قبول نشم چی؟ اگه همه اینا الکی باشه چی؟
ولی یه چیزی تو وجودم میگفت ادامه بده.
روز آزمون دستام یخ کرده بود. اینترنت رو سه بار چک کردم. مودم رو ریست کردم. حتی به خواهرم گفتم لطفاً تو اون تایم فیلم دانلود نکن
و وقتی نتیجه اومد… قبول شده بودم.
اون لحظه فقط گریه کردم. از اون گریههایی که قاطیِ خستگی و خوشحالیه.
چند هفته بعد ایمیل اومد.
پذیرش مهندسی کامپیوتر از دانشگاه جنوا.
من.
ستایش ۲۰ ساله ، همون دختری که همه میگفتن «بذار ببینیم چی میشه».
اون لحظه فهمیدم چی میشه.
الان تو مرحله بعدیام.
که کارای یونیورسیتالی، ترجمه مدارک، آماده کردن پرونده ویزا، اقدام برای بورسیه استانی ایتالیا… همه رو دارم قدمبهقدم با سبزاپلای پیش برم.
استرس هست؟ خیلی.
گاهی شبها به این فکر میکنم که اگه از سفارت ریجکت بشم چی؟ اگه نتونم تمکن مالی رو طبیعی نشون بدم چی؟ یا اکه بشه و برم و از خانوادهم جدا شم. یه کشور جدید، یه زبان جدید، یه زندگی جدید.
ولی هیجانش بیشتره.
هدفم اینه که تا مهرماه داخل خاک ایتالیا باشم.
دانشجوی مهندسی کامپیوتر دانشگاه جنوا.
با یه اتاق کوچیک دانشجویی، یه لپتاپ، و هزار تا رویای بزرگتر از قبل.
و این تازه اولشه..
برای مشاوره رایگان اپلای اروپا و ایتالیا و پر کردن فرم روی «لینک» کلیک کن👉🏻💚