من پریام، ۲۲ سالمه.
اگه بخوام صادق باشم، همیشه اون دانشجوی “لب مرزی” بودم. نه شاگرد اول، نه فاجعه… ولی معدلم زیاد خوب نبود، از اون بدتر، مدرک زبان هم نداشتم. البته انگلیسی بلد بودم، در حدی که فیلم بدون زیرنویس ببینم، مکالمه کنم، حتی مقاله بخونم. ولی خب، کاغذش رو نداشتم.

یه بار آیلتس دادم.
و ریجکت شدم.

اون روزی که نمره‌م اومد، حس کردم یکی یه سطل آب یخ ریخت رو سرم. نه فقط به خاطر نمره، بیشتر به خاطر وقتی که از دست داده بودم. دوباره امتحان دادن یعنی چند ماه دیگه کلاس، هزینه، استرس… و من واقعاً وقت نداشتم.

هدفم اروپا بود. نه فقط برای درس خوندن. برای نفس کشیدن تو یه فضای جدید. برای اینکه خودمو ثابت کنم. ولی هر چی بیشتر سرچ می‌کردم، بیشتر گیج می‌شدم. هر موسسه‌ای یه چیزی می‌گفت. یکی می‌گفت بدون آیلتس غیرممکنه. یکی می‌گفت فقط با معدل بالا. یکی هم وعده‌های عجیب می‌داد که بیشتر شبیه رویا بود تا واقعیت.

یه شب که واقعاً کلافه بودم، نشستم جدی‌تر تحقیق کردم درباره موسسه‌های معتبر. نمی‌خواستم پول و وقتمو دوباره هدر بدم. این‌بار می‌خواستم منطقی جلو برم. اونجا بود که با سبزاپلای آشنا شدم. اولش مثل همیشه با شک نگاه می‌کردم.

وقت مشاوره گرفتم.
یادم نمیره چقدر استرس داشتم. تو دلم می‌گفتم الان میگن با این معدل و بدون مدرک زبان؟ بیخیال شو!
ولی برعکس.
پرونده‌مو دقیق بررسی کردن. گفتن با توجه به شرایطت، بهترین و واقع‌بینانه‌ترین مسیر برای تو کالج‌های مجارستانه و تمکن مالی و شهریه هاشو برام توضیح دادن، چون بعضی از کالج‌ها بدون مدرک رسمی زبان هم پذیرش میدن، اگر سطح زبانت تو مصاحبه تأیید بشه.

راستش تا قبلش خیلی به مجارستان فکر نکرده بودم. ولی وقتی درباره موقعیت اروپایی بودنش، و امکان ادامه مسیر به کشورهای دیگه شنیدم، منطقی به نظر رسید.

تصمیم گرفتن آسون نبود. مخصوصاً وقتی اطرافیان می‌گفتن «مجارستان؟ چرا آلمان نه؟ چرا ایتالیا نه؟»
ولی من دیگه فهمیده بودم مهم اینه که مسیر واقعی و قابل اجرا باشه، نه فقط اسم کشور.

شروع کردم مدارکم رو جمع کردن. ترجمه رسمی مدارک تحصیلی، ریزنمرات… هر کدوم یه استرس جدید. هر بار که می‌رفتم دارالترجمه، با خودم می‌گفتم: «داری واقعاً این کارو می‌کنی پریا. این دیگه شوخی نیست.»

مدارکو تحویل سبزاپلای دادم و پروسه اپلای شروع شد. اون مدت انتظار بدترین قسمت ماجرا بود.
بعد از اومدن پذیرشم یادمه که چند ثانیه فقط به صفحه خیره شده بودم. بعدش زدم زیر خنده و گریه همزمان.حس رهایی بود. حس اینکه بالاخره یه راه پیدا شد. بدون آیلتس. بدون معدل خفن. فقط با انتخاب درست مسیر.

البته چالش‌ها تموم نشدن. تازه شروع شدن.
مرحله ویزا، تمکن مالی، نگرانی‌های خانواده، خداحافظی با دوستام…


برای مشاوره رایگان اپلای تحصیلی اروپا و کالج های مجارستان روی «فرم مشاوره رایگان» کلیک کن👉🏻
بازگشت به بالا