اسمم پوریاست. ۲۲ سالمه. دیپلم ریاضی دارم و اگه بخوام خیلی بی‌حاشیه بگم، من از اون آدم‌هایی نبودم که از بچگی بدونن دقیقاً چی می‌خوان.

۶ ماه قبل از اینکه اصلاً اسم ایتالیا بیاد تو زندگیم، آیلتس دادم و ۷.۵ گرفتم. نه برای مهاجرت، نه برای اپلای. فقط می‌دونستم مدرک زبان برای مهاجرت یه چیز ضروریه. همه می‌گفتن «داشته باشی ضرر نداره». منم گرفتمش و گذاشتم کنار، بدون اینکه بدونم قراره چند ماه بعد، مهم‌ترین برگ برنده‌م بشه.

ماجرا از جایی جدی شد که فهمیدم اگه بخوام برای کارشناسی برم ایتالیا، یه نکته مهم وجود داره:
اکثر رشته‌های کارشناسی آزمون ورودی دارن.

و من واقعاً نمی‌خواستم وارد پروسه آزمون بشم. نه حوصله یه سال دیگه استرس داشتم، نه می‌خواستم ریسک رد شدن رو بپذیرم. برای همین هدفم مشخص شد:
اپلای بدون آزمون ورودی.

شروع کردم تحقیق کردن و خیلی زود فهمیدم گزینه‌ها محدوده. چندتا دانشگاه خاص، چندتا رشته مشخص. دیگه انتخاب رویایی مطرح نبود؛ انتخاب منطقی مهم بود.

تنهایی جلو رفتن ریسک داشت، برای همین دنبال یه موسسه معتبر گشتم. بعد از کلی پرس‌وجو با سبزاپلای آشنا شدم.

جلسه مشاوره اول برام تعیین‌کننده بود. پرونده‌مو دقیق بررسی کردن: دیپلم ریاضی، آیلتس ۷.۵ که از قبل گرفته بودم، سنم، شرایط مالی. خیلی شفاف گفتن:

«پوریا، اگه آزمون نمی‌خوای، باید بین گزینه‌های محدود انتخاب کنیم. باید جوری اپلای کنیم که کمترین ریسک رو داشته باشه.»

بین رشته‌هایی که بدون آزمون امکان‌پذیر بودن، بیزنس منیجمنت یکی از منطقی‌ترین انتخاب‌ها بود. هم با پیش‌زمینه ریاضی سازگار بود، هم بازار کار گسترده‌ای داشت، هم از نظر پذیرش شرایط بهتری داشت.

انتخابم از سر رویا نبود؛ از سر تحلیل بود.

بعد رسیدیم به انتخاب دانشگاه. وقتی اسم دانشگاه مسینا مطرح شد، شروع کردم دقیق تحقیق کردن درباره شهر ، هزینه زندگی، فضای دانشجویی و شرایط اقامتی. همه‌چیز کنار هم منطقی به نظر می‌رسید.

مدارک آماده شد. و برای اپلای اقدام کردن.

و چند روز پیش بهم خبر دادن که ایمیل اومد.
و پذیرش اوکی شد.

و این فاصله بین «پذیرش» تا «پرواز»، پر از فکره.

هر روز ایمیلمو چک می‌کنم. هر روز سناریو می‌چینم که اگه یه مدرک ناقص باشه چی؟ اگه سفارت سخت بگیره چی؟ اگه روند طول بکشه چی؟

بیشتر از هر چیزی فهمیدم مهاجرت فقط گرفتن پذیرش نیست؛ مدیریت جزئیاته.

الان حتی دارم با راهنمایی های مشاورم در سبزاپلای روی گردش حساب طبیعی حساب بانکی پدرم کار می‌کنم. تراکنش‌ها رو منظم و منطقی جلو می‌بریم که وقتی وقت سفارت رسید، همه‌چیز شفاف و قابل دفاع باشه. نمی‌خوام هیچ بهونه‌ای برای ریجکتی وجود داشته باشه. نمی‌خوام بعد از این همه برنامه‌ریزی، یه بی‌دقتی کوچیک همه‌چیزو خراب کنه.

شاید بیرون از این مسیر، فقط یه جمله دیده بشه:
«پذیرش ایتالیا گرفتم.»

ولی پشت همین جمله، ساعت‌ها تحقیق، استرس، تحلیل، مشاوره، اصلاح مدارک و حالا آماده‌سازی مالی خوابیده.

من هنوز سوار هواپیما نشدم.
هنوز خداحافظی نکردم.
هنوز ویزا تو دستم نیست.

ولی یه چیزو می‌دونم:
اون پوریا که ۶ ماه پیش فقط یه مدرک زبان گرفته بود «که یه روز به درد بخوره»، الان وسط یه مسیر جدی و حساب‌شده مهاجرته.

برای مشاوره رایگان با ما کلیک کن و اطلاعاتت رو وارد کن.

بازگشت به بالا