اسمم پارمیسه. ۲۴ سالمه و هنوزم وقتی به این مسیر فکر میکنم، قلبم تندتر میزنه. قراره مهرماه دانشجوی ارشد بایوتکنولوژی توی پاویا باشم… و این برای منی که یه زمانی فکر میکردم «مهاجرت فقط مال مهندسیهاست» یه معجزهی شخصیه.
من لیسانس زیست سلولی مولکولی داشتم با معدل ۱۷.۵. از همون سال آخر کارشناسی، ته دلم میدونستم اگه بخوام مهاجرت کنم، مدرک زبان از واجباته. واسه همین از همون موقع شروع کردم برای آیلتس خوندن. یادمه بین کلاسهای دانشگاه، پروژه آزمایشگاه، امتحانهای پایانترم، تایم میگرفتم برای ریدینگ و رایتینگ تمرین کردن. بعضی شبها انقدر خسته بودم که رو کتاب خوابم میبرد، ولی با خودم میگفتم «این مدرک، بلیت خروجه.»
بعد از فارغالتحصیلی هم ادامه دادم. حدود یک سال و چند ماه بعدش بالاخره امتحان دادم. جوابش اومد و دیدم آیلتس ۶ شدم، هم خوشحال بودم هم مردد. خوشحال چون بالاخره قبول شده بودم و مدرک داشتم. مردد چون با خودم میگفتم «نکنه ۶ کم باشه؟ نکنه دانشگاههای خوب قبول نکنن؟»
همین شکها باعث شد مدتی دست نگه دارم. هی سایت دانشگاهها رو نگاه میکردم، ولی جرئت نمیکردم جدی اقدام کنم. تنهایی اپلای کردن برام مثل یه هزارتو بود. هر چی بیشتر میخوندم، بیشتر گیج میشدم. از طرفی دغدغه هزینه هم جدی بود. شرط اصلیم این بود که اگه میخوام برم، جایی باشه که از پس هزینههاش بربیام. نمیخواستم خانوادهم زیر فشار برن.
خیلی جاها تحقیق کردم تا رسیدم به سبزاپلای. اولین جلسه مشاوره برام تعیینکننده بود. با یه عالمه سؤال رفتم: «آیلتس ۶ کافیه؟ رشته من شانسی داره؟ هزینهها چقدر میشه؟»
برخلاف تصوری که داشتم، وقتی رزومهمو بررسی کردن، گفتن اتفاقاً شرایط خوبی دارم. معدل ۱۷.۵ برای زیست سلولی مولکولی امتیاز مثبته و برای ارشد بایوتکنولوژی شانس واقعی دارم، فقط باید کشور و دانشگاه رو هوشمندانه انتخاب کنم. اونجا بود که بحث ایتالیا مطرح شد.
تا قبلش ذهنم بیشتر سمت آلمان یا کانادا بود، ولی وقتی درباره شهریههای منطقی و مخصوصاً بورسیه استانی ایتالیا توضیح دادن، حس کردم یه گزینه واقعی و قابل دسترس جلوی رومه. گفتن با شرایط مالی درست و اقدام بهموقع، میتونم از بورسیه استفاده کنم و بخش زیادی از هزینههام پوشش داده بشه. اون لحظه یه نفس راحت کشیدم.
فرآیند آمادهسازی مدارک شروع شد.
وقتی برای دانشگاه پاویا اپلای کردیم، استرس عجیبی داشتم. با اینکه مشاورم گفته بود آیلتس ۶ برای خیلی از برنامههای انگلیسیزبان ایتالیا قابل قبوله، باز ته دلم نگران بودم.
بعد از دیدن نامه پذیرشم..
چند دقیقه فقط صفحه رو نگاه میکردم. باورم نمیشد. همون آیلتس ۶ که فکر میکردم شاید کم باشه، همون رزومهای که فکر میکردم معمولیه، منو رسونده بود به پذیرش ارشد بایوتکنولوژی توی پاویا.
الان وارد مرحله تمکن مالی و گردش حساب شدم. این بخش هم حساسه و استرس خودشو داره. با توجه به نکاتی که آقای خاوری میگه، داریم دقیق پیش میریم؛ اینکه چه مبلغی باشه، چه بازه زمانی رو پوشش بده، چه واریزیهایی منطقیتره که سفارت حساس نشه. حس خوبم اینه که تو این مسیر تنها نیستم و هر قدم با راهنمایی جلو میره.
بقیه روند، از وقت سفارت تا پیگیری ویزا، رو سبزاپلای داره برام پیش میبره. منم دارم خودمو برای یه زندگی جدید آماده میکنم. عکسهای پاویا رو میبینم، درباره خوابگاهها میخونم، حتی چند تا جمله ایتالیایی ساده یاد گرفتم.
گاهی هنوز استرس میاد سراغم. اینکه سفارت اذیت نکنه. اینکه همهچی طبق برنامه جلو بره. ولی یه چیز قطعی شده: دیگه به خودم شک ندارم. فهمیدم مهاجرت فقط برای مهندسیها نیست. برای هرکسیه که مسیرشو درست انتخاب کنه و با آگاهی جلو بره.
رویای دانشجوی اروپا بودن، که از سال آخر کارشناسی با کتابهای آیلتس شروع شد، حالا داره واقعی میشه. اگه همهچی خوب پیش بره، مهرماه من توی ایتالیا هستم؛ با یه چمدون، یه عالمه استرس، و یه دل پر از امید.
و هر بار که به اون شبهایی فکر میکنم که خسته از آزمایشگاه مینشستم ریدینگ تمرین میکردم، لبخند میزنم. چون میدونم همون تلاشهای کوچیک، پایههای این رویای بزرگ بودن.
اینم از داستان پارمیس..
برای اینکه داستان خودت رو بنویسی و یک روزی اسم و داستان خودت رو تو سایت بخونی هیچوقت دیر نیست..
برای مشاوره رایگان اپلای تحصیلی اروپا کلیک کن👉🏻💚