من پانیذ هستم، ۲۲ سالمه و دانشجوی ترم آخر طراحی لباس. از همون روزهای اولی که وارد این رشته شدم، مطمئن بودم که می‌خوام آینده‌ام رو توی دنیای مد و فشن بسازم. همیشه طراحی لباس برام فقط یه رشته دانشگاهی نبود، یه چیزی بود که واقعاً عاشقش بودم و ساعت‌ها می‌تونستم براش وقت بذارم بدون اینکه خسته بشم.

وقتی به سال آخر دانشگاه رسیدم، کم‌کم به این فکر افتادم که برای ارشد خارج از کشور اقدام کنم. دوست داشتم جایی درس بخونم که واقعاً توی حوزه مد و فشن شناخته‌شده باشه و بتونم از نزدیک با فضای بین‌المللی این صنعت آشنا بشم. ولی راستش هرچی بیشتر درباره اپلای می‌خوندم، بیشتر حس می‌کردم مسیر پیچیده‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم.

از طرفی هنوز دفاع پایان‌نامه‌ام مونده بود و قرار بود تیرماه دفاع کنم. از طرف دیگه باید مدارک آماده می‌کردم، درباره دانشگاه‌ها تحقیق می‌کردم و برای آزمون زبان هم آماده می‌شدم. همه این‌ها کنار هم باعث شده بود یه مقدار استرس داشته باشم.

راستش من مدت‌ها بود به ادامه تحصیل توی حوزه مد و فشن فکر می‌کردم، ولی هر بار که می‌خواستم جدی شروع کنم، انقدر اطلاعات مختلف و متناقض می‌دیدم که دوباره سردرگم می‌شدم. یه روز که توی اینستاگرام داشتم درباره دانشگاه‌ها و رشته‌های مرتبط با مد و فشن جستجو می‌کردم، اتفاقی با صفحه سبزاپلای آشنا شدم.

چند روزی صفحه رو دنبال کردم و تجربه دانشجوهایی که پذیرش گرفته بودن رو می‌خوندم. چیزی که توجهم رو جلب کرد این بود که فقط درباره گرفتن پذیرش صحبت نمی‌کردن، بلکه درباره مسیر واقعی دانشجوها، چالش‌ها و اتفاقاتی که توی این مسیر تجربه کرده بودن هم محتوا می‌ذاشتن. همین باعث شد تصمیم بگیرم برای مشاوره رایگان ثبت‌نام کنم.

جلسه مشاوره به صورت آنلاین با آقای موسوی برگزار شد. قبل از جلسه فکر می‌کردم یه گفت‌وگوی کوتاه و کلی داشته باشیم، ولی تقریباً تمام سؤال‌هایی که چند ماه توی ذهنم بود رو پرسیدم؛ از دانشگاه‌های مناسب رشته من گرفته تا هزینه‌ها، شرایط زندگی دانشجویی، شانس ویزا و حتی آینده شغلی بعد از فارغ‌التحصیلی.

چیزی که باعث شد به سبزاپلای اعتماد کنم، این بود که آقای موسوی خیلی واقع‌بینانه شرایط من رو بررسی کرد. نه قول‌های عجیب داد و نه سعی کرد همه چیز رو بیش از حد راحت نشون بده. رزومه‌ام رو بررسی کرد، درباره علایق و اهدافم صحبت کردیم و مسیرهایی رو پیشنهاد داد که واقعاً با شرایط من هم‌خوانی داشت. بعد از اون جلسه حس کردم بالاخره یه برنامه مشخص برای رسیدن به هدفم دارم و لازم نیست همه چیز رو با آزمون و خطا جلو ببرم.

همین شد که تصمیم گرفتم قرارداد صفر تا صد پذیرش و ویزا رو با سبزاپلای ببندم و مسیر اپلایم رو به صورت جدی شروع کنم.

یکی از بخش‌هایی که خیلی براش وقت گذاشتم، آماده کردن پورتفولیو بود. چون توی رشته طراحی لباس، پورتفولیو تقریباً مهم‌ترین بخش پرونده محسوب میشه. من هم سعی کردم بهترین کارهام رو جمع‌آوری کنم و روی ارائه‌شون خیلی وقت گذاشتم. یادمه بارها فایل‌ها رو تغییر دادم، بعضی پروژه‌ها رو دوباره طراحی کردم و روی جزئیاتشون کار کردم تا نتیجه نهایی دقیقاً همون چیزی باشه که دنبالش بودم.

در کنار همه این‌ها، آزمون زبان هم برای من یه چالش جدی بود. اولین باری که آیلتس دادم، نمره‌ای که انتظارش رو داشتم نگرفتم و نتیجه حدود ۵ شد. راستش وقتی کارنامه رو دیدم خیلی ناامید شدم. چون فکر می‌کردم این نمره می‌تونه برنامه‌هام رو عقب بندازه. چند روزی ناراحت بودم، ولی بعد تصمیم گرفتم به جای ناامید شدن دوباره تلاش کنم. این بار مسیرم رو تغییر دادم و برای آزمون تافل آماده شدم. چند ماه واقعاً فشرده درس خوندم و خوشبختانه تونستم نمره ۱۰۰ تافل هوم ادیشن رو بگیرم. اون لحظه یکی از بهترین حس‌های مسیر اپلایم رو تجربه کردم، چون احساس می‌کردم یکی از بزرگ‌ترین موانع رو پشت سر گذاشتم.

بعد از آماده شدن مدارک و ارسال درخواست‌ها، یکی از دانشگاه‌هایی که خیلی بهش علاقه داشتم دانشگاه IULM ایتالیا بود؛ مخصوصاً رشته Fashion Communication and Luxury Strategies که دقیقاً به علایق و مسیری که برای آینده‌ام تصور کرده بودم نزدیک بود.

برای این دانشگاه باید در مصاحبه شرکت می‌کردم. روز مصاحبه رو هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. از هفته ها قبل همه چیز رو آماده کرده بودم، فایل‌هام رو چک کرده بودم و کلی برای سؤال‌های احتمالی تمرین کرده بودم. اما درست زمانی که  مصاحبه داشتم ، به خاطر قطعی سراسری اینترنت در ایران مصاحبه برگزار نشد.

اون لحظه واقعاً استرس گرفته بودم. چون فکر می‌کردم شاید فرصت مهمی رو از دست داده باشم. خوشبختانه تیم سبزاپلای خیلی سریع موضوع رو پیگیری کرد و با دانشگاه مکاتبه انجام داد. بعد از توضیح شرایط، دانشگاه با تعیین زمان جدید برای مصاحبه موافقت کرد و این اتفاق واقعاً باعث شد نفسی به راحتی بکشم.

مصاحبه دوم خیلی بهتر پیش رفت. این بار با آمادگی کامل شرکت کردم و درباره علاقه‌ام به صنعت مد، پروژه‌هایی که انجام داده بودم، پورتفولیوم و برنامه‌هایی که برای آینده داشتم صحبت کردم. وقتی مصاحبه تموم شد حس خوبی داشتم، اما مثل هر متقاضی دیگه‌ای باید منتظر نتیجه می‌موندم.

چند هفته بعد، بالاخره ایمیلی دریافت کردم که هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کنم.

وقتی نامه پذیرش دانشگاه IULM رو دیدم، چند لحظه فقط به صفحه لپ‌تاپ خیره شده بودم. بعد دوباره ایمیل رو باز کردم و چند بار خوندم تا مطمئن بشم اشتباه نمی‌کنم. بعد از تمام استرس‌ها، آماده کردن پورتفولیو، آزمون زبان، مصاحبه و اتفاقی که برای اینترنت افتاده بود، بالاخره پذیرش رشته‌ای رو گرفته بودم که واقعاً دوستش داشتم.

برای من این پذیرش فقط یه نامه قبولی نبود؛ نتیجه ماه‌ها تلاش، صبر، پشتکار و جنگیدن برای رویایی بود که سال‌ها توی ذهنم داشتم. حس می‌کردم یک قدم بزرگ به آینده‌ای که همیشه تصورش می‌کردم نزدیک‌تر شدم.

الان هنوز دفاع پایان‌نامه‌ام پیش رومه و بعد از اون هم مراحل ویزا رو باید طی کنم، اما گرفتن پذیرش از دانشگاه IULM باعث شده با انگیزه خیلی بیشتری مسیرم رو ادامه بدم. مطمئنم هنوز چالش‌های زیادی در پیش دارم، ولی حالا با دیدن نتیجه این تلاش‌ها، با انرژی بیشتری برای رسیدن به هدفم قدم برمی‌دارم.

امیدوارم خیلی زود ادامه این داستان رو از میلان براتون تعریف کنم.

برای استارت مشاوره، اطلاعاتتون رو در فرم زیر وارد کنید :
🔗 لینک فرم مشاوره

بازگشت به بالا