من امیرحسینم، ۲۷ سالمه.
لیسانس مهندسی برق دارم با معدل ۱۳.۱۱. اگر بخوام صادق باشم، از همون سالهای آخر دانشگاه همیشه یه حس دوگانه همراهم بود؛ از یه طرف علاقه به ادامه تحصیل و تجربه زندگی خارج از ایران، از یه طرف هم این واقعیت که رزومهم اون چیزی نبود که آدم بهش دلش قرص باشه.
بعد از فارغالتحصیلی، وارد بازار کار شدم. کارم بد نبود، ولی هیچوقت اون چیزی نبود که حس کنم مسیر بلندمدتمه. هر روز بیشتر به این فکر میافتادم که یه تغییر جدی لازمه؛ یه تجربه جدید، یه محیط جدید، یه مسیر که از اول خودم برای آیندهم انتخابش کرده باشم.
تو خانواده ما هم موضوع مهاجرت یه چیز کاملاً جدی بود، ولی نه خیلی دستیافتنی. همیشه نگاهها این بود که برای رفتن باید یا رزومه خیلی قوی داشته باشی یا هزینه خیلی بالا. همین باعث شده بود خودم هم خیلی مطمئن نباشم که اصلاً میتونم وارد این مسیر بشم یا نه.
با این حال تصمیم گرفتم حداقل بررسی کنم. شروع کردم به سرچ کردن، دیدن تجربهها، صحبت با چند نفر، ولی هرچی بیشتر جلو میرفتم، بیشتر گیج میشدم. هر کسی یه چیزی میگفت؛ یکی میگفت با این معدل اصلاً شانسی نداری، یکی میگفت شاید بشه ولی خیلی سخت، یکی هم فقط وعدههای کلی میداد بدون اینکه واقعاً پرونده رو ببینه.
یه جاهایی واقعاً حس میکردم شاید بهتره کلاً بیخیال بشم.
تا اینکه با سبزاپلای آشنا شدم.
اولش برام مهم بود که الکی وقت تلف نشه. برای همین وقتی دیدم یه جلسه مشاوره آنلاین رایگان دارن، گفتم حداقل امتحانش کنم. توی همون جلسه اول یه چیزی برام متفاوت بود؛ اینکه فقط انگیزشی حرف نزدن. خیلی دقیق شرایط تحصیلی، معدلم، سابقهم و حتی محدودیتهام رو بررسی کردن.
خیلی شفاف بهم گفتن که مسیر سادهای ندارم. این جمله شاید اولش یه کم دلسردکننده بود، ولی در واقع برای من از همه چیز مهمتر بود، چون حدس زدم دارم با یه تیم واقعی طرف میشم، نه فقط تبلیغات.
بعد از اون جلسه تصمیم گرفتم قرارداد صفر تا صد بستم. یعنی از بررسی کامل پرونده و انتخاب مسیر مناسب گرفته تا آمادهسازی مدارک، اپلای و پیگیری ویزا.
اون روزها زندگی من یه ریتم تکراری داشت؛ کار، خستگی، و شبهایی که بین امید و تردید میگذشت. بعضی وقتها با خودم میگفتم شاید دارم وقت و انرژیمو روی چیزی میذارم که آخرش نتیجه نده.
ولی کمکم روند کار جدیتر شد. روی رزومهم کار شد، انگیزهنامه چند بار بازنویسی شد، و حتی نحوه ارائه سوابق کاری و تحصیلیم تغییر کرد. چیزی که قبلاً فقط یه لیست ساده از نمرهها و تجربهها بود، تبدیل شد به یه داستان واقعی از مسیر زندگی من.
نکتهای که خودم برام جالب بود این بود که فهمیدم تو مهاجرت تحصیلی، فقط “معدل” تعیینکننده نیست. خیلی چیزها مثل نحوه معرفی خودت، انتخاب درست رشته و دانشگاه، و حتی زاویه دیدی که از خودت ارائه میدی، نقش مهمی دارن.
با این حال، ته ذهنم هنوز اون تردید همیشگی بود. مخصوصاً وقتی میدیدم بعضیها با رزومههای خیلی قویتر از من هم به نتیجه نرسیدن. همین باعث میشد خیلی خودمو درگیر امیدهای الکی نکنم.
و دقیقاً به همین دلیل، وقتی پرونده جلو رفت، من دیگه منتظر معجزه نبودم. بیشتر داشتم مسیر رو ادامه میدادم، بدون اینکه حدس بزنم قراره چی بشه.
تا اینکه یه روز خبر رسید.
اولش حتی چند ثانیه طول کشید تا کامل بفهمم چی شده.
پذیرش گرفته بودم.
از دانشگاهی در ایتالیا، برای رشته Transportation Engineering and Mobility در University of Naples Federico II.
حس اون لحظه عجیب بود؛ ترکیبی از شوک، خوشحالی، و یه جور سبک شدن ذهن. چیزی که مدتها دور به نظر میرسید، حالا تبدیل شده بود به یه واقعیت.
الان که به عقب نگاه میکنم، شاید هنوز هم این مسیر برای من پر از سؤال باشه، ولی یه چیز کاملاً برام مشخصه: اگر اون قدم اول، یعنی شروع کردن و جدی گرفتن مسیر نبود، هیچوقت به این نقطه نمیرسیدم.
تو هم میتونی فرم مشاوره رایگان مهاجرت تحصیلی رو پرکنی و شرایطت رو ارزیابی و مسیرت رو مشخص کنی :