من مهسا هستم ، ۲۷ سالمه و کارشناسی ادبیات انگلیسی دارم.
اگر بخوام از آرزویی بگم که سالها همراهم بوده، بدون شک مهاجرت اولین چیزیه که به ذهنم میاد. از زمانی که خیلی کوچیک بودم، همیشه خودم رو در حال زندگی، تحصیل و تجربه کردن یه کشور دیگه تصور میکردم. شاید اون موقع دقیق نمیدونستم چطور قراره بهش برسم، ولی از همون سالها میدونستم که این یکی از بزرگترین هدفهای زندگی منه.
البته همیشه هم میدونستم رسیدن به این رؤیا قرار نیست آسون باشه. هر بار که تجربه بقیه رو میخوندم یا درباره دانشگاههای مختلف تحقیق میکردم، بیشتر متوجه سختیهای این مسیر میشدم. خیلیها از رد شدن، ناامیدی یا ماهها انتظار برای گرفتن پذیرش میگفتن. با این حال، به جای اینکه منصرفم کنه، باعث میشد مطمئنتر بشم که اگر واقعاً این زندگی رو میخوام، باید از همون امروز خودم رو براش آماده کنم.
برای همین از همون روزی که وارد دانشگاه شدم، سعی کردم همه تصمیمهام در راستای همین هدف باشه. تلاش کردم معدل خوبی داشته باشم، روی زبان انگلیسیم بیشتر کار کنم، سابقه کاری مرتبط به دست بیارم و برای گرفتن نمره بالای آیلتس برنامهریزی کنم. مسیر کوتاهی نبود، اما هر قدمی که برمیداشتم، حس میکردم دارم به رؤیام نزدیکتر میشم.
بعد از فارغالتحصیلی، تمرکزم رو روی آزمون آیلتس گذاشتم و تونستم نمره ۸ بگیرم؛ نتیجهای که برای رسیدن به دانشگاههای خوب اروپا برام خیلی ارزشمند بود. بعد از اون، ماهها درباره کشورها، دانشگاهها و مسیر اپلای تحقیق کردم تا مطمئن بشم بهترین تصمیم رو میگیرم.
در همین مسیر با سبزاپلای آشنا شدم. بعد از جلسه مشاوره، تصمیم گرفتم ادامه مسیر رو همراه این تیم پیش برم. از همون ابتدا همه چیز با دقت جلو رفت؛ مدارکم بررسی شد، رزومه و انگیزهنامهم چندین بار بازبینی و تکمیل شد و بعد از انتخاب دانشگاههای مناسب، درخواستهای اپلای یکییکی ارسال شدند.
از اون لحظه، سختترین بخش ماجرا شروع شد؛ انتظار. مدام به این فکر میکردم که آیا سالها تلاشم نتیجه میده یا نه.
تا اینکه بالاخره اولین ایمیل پذیرش رسید...
هنوز هم لحظهای که نامه پذیرشم رو دیدم یادم نرفته. چند بار متنش رو خوندم تا مطمئن بشم اشتباه نمیکنم.
اولین پذیرشم از Heidelberg University بود.
واقعاً باورم نمیشد. دانشگاهی که همیشه اسمش رو بین قدیمیترین، معتبرترین و بهترین دانشگاههای آلمان دیده بودم، این دانشگاه سومین دانشگاه برتر آلمان و بین 100 دانشگاه برتر جهان هست که حالا من رو به عنوان دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد پذیرفته بود. اون لحظه فقط خوشحال نبودم؛ احساس میکردم تمام ساعتهای درس خوندن، برنامهریزی، تلاش برای گرفتن آیلتس ۸، ساختن رزومه و تمام سختیهایی که توی این چند سال پشت سر گذاشته بودم، بالاخره ارزشش رو داشته.
حالا احساس میکنم رؤیایی که سالها فقط توی ذهنم بود، دیگه اونقدر دور نیست و هر روز بهش نزدیکتر میشم.
البته میدونم این پایان مسیر نیست. گرفتن پذیرش فقط یکی از قدمهای مهاجرت تحصیلیه و هنوز مراحل مهمی مثل ویزا و شروع زندگی در آلمان پیش روم قرار داره. اما حالا با اطمینان بیشتری ادامه میدم، چون اولین و شاید سختترین قدم رو با موفقیت برداشتم.
مشاوره رایگانت رو با سبز اپلای همین الان شروع کن و روی لینک زیر کلیک کن :