ما دوتا دوست صمیمی هستیم که با اختلاف معدل زیاد از یه دانشگاه توی ایتالیا پذیرش گرفتیم .

ما آندیا و سارا، دو تا دوست قدیمی هستیم که از سال های دانشگاه کنار هم بودیم. دوستی مون همیشه پر از خنده و تجربه های مشترک بود، اما هیچ وقت فکر نمی کردیم یه روز قراره پا به پا مهاجرت کنیم و توی یه دانشگاه اروپایی بشینیم سر کلاس.

آندیا:

من همیشه شاگرد ممتاز بودم. معدلم ۱۹.۶ بود و خیلی‌ها می‌گفتن مسیر اپلای برای من آسون‌تره. اما حقیقت اینه که حتی با معدل بالا هم آدم وسط این همه رقابت گیج می‌شه. وقتی تصمیم گرفتم برای ایتالیا اپلای کنم، نمی‌دونستم از کجا شروع کنم.

سارا:

برای من شرایط فرق می‌کرد. معدلم متوسط بود و همیشه فکر می‌کردم شانس زیادی برای اپلای ندارم. همین باعث شده بود تردید کنم. اما وقتی آندیا درباره سبز اپلای گفت و گفت که جلسه مشاوره رایگان دارن، تصمیم گرفتم منم امتحان کنم.

آندیا:

جلسه‌ای که با آقای خاوری داشتم رو هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. وقتی گفت:

«آندیا، معدل عالی داری، اما معدل به‌تنهایی کافی نیست. باید قصه‌ات رو طوری بگیم که بولونیا بفهمه چرا تویی انتخاب درست.»

اون لحظه فهمیدم معدل فقط بخشی از ماجراست.

سارا:

منم جلسه مشابهی داشتم. برام جالب بود که حتی با معدل معمولی، بهم گفتن می‌تونم امیدوار باشم. تأکیدشون این بود که انگیزه‌نامه و رزومه خیلی مهمه. همین شد که با اعتماد بیشتری قرارداد بستم.

آندیا:

کار جدی شروع شد. تیم سبز اپلای رزومه‌مو حرفه‌ای بازنویسی کردن. واقعاً فرقش محسوس بود. انگیزه‌نامه‌ای هم نوشتن که وقتی خوندمش، باورم نمی‌شد اینقدر دقیق و قوی باشه.

سارا:

برای من هم همین‌طور بود. انگیزه‌نامه‌ام داستان واقعی زندگیمو روایت می‌کرد. وقتی به دستم رسید، حس کردم یکی تونسته حرف دلمو بهتر از خودم بگه.

آندیا:

چند هفته بعد جواب‌ها اومدن. ایمیل دانشگاه بولونیا رو که باز کردم، قلبم تند می‌زد. فقط سه کلمه بود: «پذیرش گرفتی». سریع به سارا زنگ زدم. صدای خنده و گریه‌مون با هم قاطی شد. ما دو تا دوست صمیمی، حالا هم‌دانشگاهی بودیم.

سارا:

اون تماس یکی از لحظه‌های خاص زندگیم بود. حس کردم همه سختی‌ها ارزشش رو داشتن. ما دو نفری که همیشه کنار هم بودیم، حالا قرار بود رویایی رو با هم تجربه کنیم.

آندیا:

مرحله بعدی، ویزا بود. راستش همیشه از پروسه‌های اداری بدم می‌اومد. اما سبز اپلای همه‌چی رو ساده کرده بود؛ از چک‌لیست مدارک گرفته تا هماهنگی وقت سفارت.

سارا:

من هم خیلی استرس داشتم. می‌ترسیدم مدارکم کامل نباشه یا مصاحبه خوب پیش نره. ولی تیم بارها مدارکم رو چک کردن، حتی باهام تمرین مصاحبه کردن. وقتی بالاخره ویزام رسید، انگار نفس راحتی کشیدم.

آندیا:

رسیدیم ایتالیا. بولونیا مثل یه نقاشی زنده بود: خیابون‌های سنگفرش، ساختمان‌های تاریخی، کافه‌هایی پر از زندگی. اما غریب بودن سخت بود. اینجا بود که خدمات پس از ویزای سبز اپلای خیلی به کار اومد.

سارا:

از ثبت‌نام دانشگاه تا بیمه و کارای بانکی، همه‌چیز با کمک تیم جلو رفت. حتی یکی از بچه‌هایی که خودش عضو سبز اپلای بود، روزهای اول همراهی‌مون کرد. همین باعث شد سریع‌تر جا بیفتیم.

آندیا:

حالا چند ماهه توی بولونیا درس می‌خونیم. هر روزی که کنار سارا توی کتابخونه می‌شینم، حس می‌کنم رویاها واقعاً قابل دسترسن.

سارا:

گاهی وسط درس به آندیا می‌گم:

«می‌دونی فرق من و تو چی بود؟ تو معدل بالا داشتی، من متوسط. اما چیزی که جفتمونو اینجا آورد، اعتماد به خودمون و تکیه به سبز اپلای بود.»

آندیا:

حقیقت همینه. مهاجرت تحصیلی فقط به نمره بستگی نداره. مهم‌تر از اون اینه که آدم قصه خودش رو بلد باشه و تیمی کنارش باشه که راهو بلد باشن. برای ما، اون تیم سبز اپلای بود.

برای دریافت مشاوره رایگان روی لینک زیر کلیک کنین 

مشاوره رایگان تخصصی با سبز اپلای

بازگشت به بالا