بالاخره تونستم به آرزوم برسم و دیگه میتونم اروپا درس بخونم . توی 30 سالگی موفق شدم و به نظرم برام بهترین زمان بود که اقدام کنم .

من مریمم. ۳۰ سالمه و کارشناسی مدیریت بحران رو از یکی از دانشگاه های سراسری تهران گرفتم. همیشه برام مهم بود بدونم در لحظه هایی که همه چیز بهم می ریزه از زلزله و سیل گرفته تا بحران های اجتماعی چطور می شه تصمیم های درست گرفت و جلوی آسیب بیشتر رو گرفت. این دغدغه، همون چیزی بود که منو به سمت رشته مدیریت بحران کشوند.

با این حال، بعد از فارغ‌التحصیلی احساس کردم سقف یادگیریم توی ایران محدوده. دسترسی به منابع به‌روز نداشتم، فرصت‌های تحقیقاتی محدود بود و بیشتر به‌جای کار تخصصی، وارد شغل‌های جانبی شدم. کم‌کم توی ذهنم جدی شد: باید برای ادامه تحصیل به اروپا برم.

مشکل اما این بود که راهش رو بلد نبودم. معدل ۱۵.۲ و یه مدرک تافل هوم ادیشن با نمره ۸۶ داشتم. نه شرایط خارق‌العاده‌ای بود، نه بی‌ارزش؛ یه جایی بینابین. می‌دونستم می‌تونم، ولی نیاز داشتم کسی مسیر درست رو نشونم بده.

از طریق اینستاگرام با سبز اپلای آشنا شدم. اول به چشم یه تبلیغ نگاه کردم، اما وقتی فرم مشاوره رایگانشون رو پر کردم و جلسه آنلاین مشاوره گرفتم، نگاه‌م عوض شد. کارشناسشون دقیق بود؛ فقط دنبال قرارداد بستن نبود. معدل و مدرک زبانمو بررسی کرد، علاقه‌هام رو پرسید و حتی شرایط سنی‌مو در نظر گرفت. گفت:

"مریم، شرایطت مناسبه. دانشگاه‌های اروپا به دانشجوهایی مثل تو نیاز دارن. اگه بخوای، می‌تونیم برات پذیرش بگیریم."

این جمله برام آرامش‌بخش بود. بعد از چند روز تحقیق و مشورت، تصمیم گرفتم قرارداد ببندم. قراردادشون هم شفاف بود: ۲۰ درصد موقع عقد قرارداد، ۶۰ درصد بعد از گرفتن پذیرش، و ۲۰ درصد آخر بعد از ویزا. علاوه بر اون، ضمانت بازگشت وجه داشتن—۵۰ درصد در صورت نگرفتن پذیرش و ۱۰۰ درصد در صورت ریجکت شدن ویزا. همین باعث شد حس کنم ریسک بزرگی نمی‌کنم.

از اون‌جا، همکاری ما شروع شد. اول رزومه‌ام رو بازنویسی کردن. نسخه‌ای که خودم نوشته بودم خیلی ساده بود؛ بیشتر شبیه یه لیست خشک از واحدها و کارهای پراکنده. اما تیم سبز اپلای کاری کرد که سوابق کاری و علاقه‌م به مدیریت بحران پررنگ‌تر دیده بشه. بعد، انگیزه‌نامه رو نوشتن. این بخش سخت‌ترین قسمت برای من بود چون همیشه می‌دونستم چرا عاشق رشته‌امم، اما نمی‌دونستم چطور باید قانع‌کننده روی کاغذ بیاد. انگیزه‌نامه‌ای که اون‌ها آماده کردن دقیقاً همون چیزی بود که توی دلم بود ولی بلد نبودم بیانش کنم.

ماه‌ها گذشت تا بالاخره ایمیل مهم رسید:

"مریم، پذیرش دانشگاه جنوا ایتالیا برات صادر شد."

وقتی اون خبر رو خوندم، باورم نمی‌شد. نشسته بودم توی کافه‌ای نزدیک خونه‌مون در تهران، لپ‌تاپ جلو‌م بود و همین‌طور خیره مونده بودم به صفحه. جنوا، شهری با تاریخ و فرهنگ غنی، جایی که می‌تونستم توی یکی از بهترین دانشکده‌ها رشته‌ام رو ادامه بدم.

بعدش مرحله ویزا شروع شد. جمع‌کردن مدارک، هماهنگی با سفارت و مصاحبه. استرس داشتم—هر کسی تو این مسیر باشه می‌دونه این قسمت چقدر فشار روانی داره. اما تیم سبز اپلای کنارم بود. مدارکم رو چند بار بررسی کردن، سناریوهای احتمالی رو با هم تمرین کردیم و همین باعث شد روز مصاحبه آرامش بیشتری داشته باشم. چند هفته بعد، وقتی جواب مثبت اومد، انگار یه کوه از دوشم برداشته شد.

ورودم به ایتالیا اما مرحله تازه‌ای بود. هم خوشحال بودم، هم کمی ترسیده. کشوری جدید، زبانی جدید، آدم‌هایی که نمی‌شناختم. ولی تنها نبودم. یکی از دانشجوهای تیم سبز اپلای که خودش اون‌جا درس می‌خوند، به استقبالم اومد. کمکم کرد کارت اقامت بگیرم، حساب بانکی باز کنم و حتی برای انتخاب خوابگاه راهنمایی‌م کرد. همین همراهی باعث شد سریع‌تر جا بیفتم و حس غریبی نکنم.

الان چند ماهه که توی دانشگاه جنوا درس می‌خونم. هر روز سر کلاس یا توی کتابخونه، وقتی منابع علمی جدید رو ورق می‌زنم و پروژه‌های تحقیقی‌مو جلو می‌برم، یادم میاد روزهایی رو که توی تهران پر از تردید بودم. یادم میاد اولین قدم با پر کردن یه فرم ساده شروع شد.

می‌دونم مسیر مهاجرت تحصیلی برای خیلی‌ها ترسناکه؛ پر از سوال و نگرانی. برای من هم همین‌طور بود. اما امروز مطمئنم که اگر تیمی حرفه‌ای و دلسوز کنار آدم باشه، این مسیر قابل عبوره. سبز اپلای برای من فقط یه مشاور نبود؛ همراهی بود که هر قدم با من اومد، از اولین روز تا وقتی روی صندلی کلاس توی جنوا نشستم.

اگر میخواین مثل من این مسیرو با موفقیت طی کنین ، کافیه از مشاوره رایگان تیم متخصص سبز اپلای شروع کنین و همین الان روی این متن کلیک کنین

بازگشت به بالا