بعد از گذروندن دوران جوونیم فکر نمیکردم بتونم یه زندگی جدید رو شروع کنم ولی با انتخاب درست شد .
من رکسانام، 38 سالمه. همیشه عاشق آموزش و یادگیری بودم. توی دانشگاه سراسری تهران رشته ی علوم تربیتی خوندم، رشتهای که خیلی ها بهش اهمیت نمی دادن و فکر نمیکردن بشه باهاش مهاجرت تحصیلی کرد، ولی برای من یه دنیا معنا داشت. سال ها کار کردم، تجربه به دست آوردم، ولی یه روز به خودم اومدم و دیدم هنوز اون رویای قدیمی ادامه تحصیل توی اروپا توی دلم زنده ست.
راستش رو بخواید، خیلی وقتها فکر میکردم دیگه دیر شده. 38 سالمه، معدلم 16.5 بوده، مدرک زبان آلمانیم هم فقط سطح A2 هست. پیش خودم میگفتم: «کی به من پذیرش میده؟» اما وقتی با پیج اینستاگرام تیم سبز اپلای آشنا شدم، انگار پنجرهای تازه برام باز شد. داستانهای واقعی بچههایی که پذیرش گرفته بودن رو میخوندم و با خودم میگفتم: «شاید برای منم بشه.»
یه روز تصمیم گرفتم فرم مشاورهی رایگانشون رو پر کنم. وقتی وارد جلسهی مشاوره شدم، انتظار داشتم کلی ناامیدی بشنوم. ولی کارشناسشون با دقت شرایط منو گوش داد و جالب اینجا بود که نهتنها ناامیدم نکرد، بلکه مسیرهایی جلوی پام گذاشت که خودم هیچوقت فکرشو نکرده بودم. همونجا اسم دانشگاه وین توی اتریش اومد و قلبم تند زد. همیشه آرزو داشتم اونجا رو ببینم.
از اون روز همهچیز جدی شد. سبز اپلای رزومهام رو بازنویسی کرد، جوری که تجربیات کاری و مطالعاتم بدرخشه. انگیزهنامهام رو با کمکشون خط به خط نوشتیم تا قصهی من واقعی و الهامبخش باشه. هر بار که ایمیلهاشون رو میخوندم، حس میکردم تنها نیستم.
ماهها تلاش کردیم تا اینکه اون ایمیل طلایی رسید: «رکسانا، شما از دانشگاه وین پذیرش گرفتید.» هنوزم یادمه چند دقیقه فقط به صفحهی گوشی خیره مونده بودم. 38 سالگی برای من شد نقطهی اوج، نه پایان.
از نظر مالی هم خیالم راحت بود. قرارداد 1000 یورویی سبز اپلای خیلی شفاف بود: 20 درصد اول رو هنگام عقد قرارداد دادم، 60 درصد بعد از گرفتن پذیرش، و میدونستم اگر ویزا نگیرم، همهی پولم برمیگرده. همین شفافیت باعث شد بدون استرس جلو برم.
مرحلهی بعد، ویزا بود. خب، استرسش زیاد بود، ولی باز هم سبز اپلای کنارم بود. مدارکمو مرتب کردن، راهنمایی کردن چه چیزهایی رو ترجمه کنم و حتی برای مصاحبهی سفارت کلی نکته بهم گفتن. وقتی بالاخره جواب مثبت ویزا اومد، گریهام گرفت.
وقتی رسیدم اتریش، تازه فهمیدم ارزش واقعی «خدمات پس از ویزا» یعنی چی. بچههای سبز اپلای که توی وین بودن، کمکم کردن حساب بانکی باز کنم، کارت اقامت بگیرم و کارای اداری رو سریع انجام بدم. حس میکردم تنها نیستم و توی یه خانوادهی بزرگ قدم گذاشتم.
الان من توی دانشگاه وین مشغول تحصیل کارشناسی ارشد علوم تربیتیام. هر بار که وارد کلاس میشم، به گذشته فکر میکنم: به روزایی که شک داشتم، به حرفایی که میگفتن دیگه دیره. ولی حالا میدونم هیچوقت برای شروع دوباره دیر نیست.
این داستان من بود؛ داستان زنی که توی 38 سالگی جرئت کرد رویاهاشو دنبال کنه. سبز اپلای برام فقط یه موسسه نبود، یه همراه بود که باعث شد رویای مهاجرت تحصیلی من به واقعیت تبدیل بشه.