فکر میکردم باید حتما زبان آلمانی رو یادبگیرم تا بتونم اپلای کنم ولی مشاوره ی رایگان سبز اپلای از سردرگمی نجاتم داد .
من رها هستم، ۲۵ سالمه و کارشناسی رشته Global Management and Accounting رو از دانشگاه آزاد رشت گرفتم. معدلم ۱۸.۴ شد و همیشه میخواستم ادامه تحصیل بدم، ولی نه هر جایی. دوست داشتم توی یه دانشگاه بینالمللی درس بخونم، جایی که نگاهش به آموزش بازتر باشه و فرصت رشد بیشتری بده.
بعد از فارغالتحصیلی یه مدت کار کردم، اما هر روز بیشتر مطمئن میشدم که باید برای تحصیل خارج از کشور اقدام کنم. از همون موقع شروع کردم به تحقیق. وبسایت دانشگاهها رو میخوندم، ویدیوهای یوتیوب درباره اپلای میدیدم، و توی گروههای تلگرام سوال میپرسیدم. ولی هر چی بیشتر میخوندم، بیشتر گیج میشدم. مدارک، ددلاینها، ترجمهها، رزومه، انگیزهنامه… همهاش قاطی شده بود.
یه روز از طریق اینستاگرام با صفحهی «سبز اپلای» آشنا شدم. پستهاشون واضح و دقیق بود، نه شعار داشت، نه وعدههای عجیب. دیدم نوشته بودن مشاورهی اولیه رایگان دارن. فرم مشاوره رو پر کردم و فرستادم. دو روز بعد باهام تماس گرفتن و گفتن یه جلسهی آنلاین تنظیم میکنن تا شرایط تحصیلیم رو بررسی کنن.
توی جلسه، کارشناسشون خیلی دقیق سوال پرسید. معدل، رشته، مدرک زبان، حتی درباره اهدافم برای بعد از تحصیل هم حرف زدیم. من آیلتس ۷ داشتم و گفتم که علاقهمندم به دانشگاههای آلمان. اون توضیح داد که با این شرایط، دانشگاههای برلین گزینههای خوبی هستن، چون برای رشتههای بینالمللی به زبان انگلیسی پذیرش دارن.
حرفهاش منطقی بود و حس کردم با کسی حرف میزنم که واقعاً میدونه داره چی میگه. چند روز بعد قرارداد بستم. قراردادشون هزار یورو بود، ولی فقط بیست درصدش رو اول پرداخت کردم. گفتن بقیه مبلغ مرحلهبهمرحله است، بسته به نتیجه پذیرش و ویزا. همین باعث شد خیالم راحتتر بشه.
از اونجا کار شروع شد. تیم سبز اپلای ازم خواستن مدارک رو بفرستم و کمکم کردن رزومهام رو به شکل حرفهای تنظیم کنم. بعد نوبت انگیزهنامه بود. من یه متن ساده نوشته بودم، ولی وقتی نسخه ویرایششدهشون رو خوندم، دیدم چقدر منظمتر و دقیقتر شده. به خودم گفتم “ای کاش از اول باهاشون کار میکردم”.
حدود دو ماه بعد، یه روز ایمیل دانشگاه برلین اومد. وقتی بازش کردم، چشمم افتاد به جملهی “We are pleased to inform you…”. فهمیدم که پذیرش گرفتم. چند دقیقه فقط به صفحهی لپتاپ خیره مونده بودم. بعد سریع با کارشناس سبز اپلای تماس گرفتم و خبر رو دادم. اونقدر خوشحال بود که انگار خودش پذیرش گرفته.
مرحلهی بعد، گرفتن ویزا بود. این قسمت از همه سختتر بود، چون مدارک زیاد بود و زمانبندیها دقیق. ولی سبز اپلای توی هر مرحله کنارم بود. از وقت سفارت گرفته تا چک کردن فرمها و آماده کردن مدارک ترجمهشده، هیچوقت تنها نبودم. حتی قبل از مصاحبه باهام تماس گرفتن و گفتن چی ممکنه بپرسن و چطور جواب بدم.
حدود دو ماه بعد از مصاحبه، ویزام صادر شد. اون روز حس عجیبی داشتم. نه از خوشحالی گریه کردم، نه فریاد زدم. فقط ساکت نشستم و فکر کردم “واقعاً شد.”
وقتی به آلمان رسیدم، باز هم تیم سبز اپلای کنارم بود. یکی از اعضای دانشجوییشون که خودش توی برلین درس میخوند، باهام تماس گرفت. کمکم کرد تا کارهای ثبتنام دانشگاه، بیمه و کارت اقامت رو انجام بدم. اون روزها اگر اون راهنما نبود، مطمئنم چند هفته فقط درگیر کارهای اداری میموندم.
الان چند ماهه که توی دانشگاه برلین درس میخونم. هنوز با سبز اپلای در ارتباطم، مخصوصاً با همون کارشناس که از روز اول پروندهم رو پیگیری میکرد. هر وقت دانشجوی جدیدی به آلمان میاد، سعی میکنم تجربههام رو بهشون منتقل کنم تا مسیرشون راحتتر بشه.
وقتی به مسیرم فکر میکنم، میفهمم که تصمیم برای مهاجرت فقط یه قدم نیست، یه مسیر طولانیه. ولی داشتن یه تیم همراه، مثل سبز اپلای، باعث میشه این مسیر قابلمدیریتتر بشه. نه قولهای غیرواقعی دادن، نه حرف اضافه، فقط راه درست و پشتیبانی واقعی.
اگر کسی ازم بپرسه از کجا شروع کنم، میگم همونجا که من شروع کردم: پر کردن یه فرم مشاوره ساده.چون از همون لحظه، همهچی شروع شد.