توی 41 سالگی پذیرش گرفتم و این فقط با تیم کاردرست سبز اپلای شدنی بود .

من زهرام. ۴۱ سالمه و الان توی هلند، توی دانشگاه تیلبورگ، دارم پری‌مستر روانشناسی می‌خونم. هنوزم بعضی روزا وقتی با دوچرخه از خوابگاه تا دانشگاه می‌رم، توی ذهنم مرور می‌کنم که چطوری از اون روزی که فقط یه فرم ساده پر کردم، رسیدم به اینجا.

من توی تهران زندگی می‌کردم و توی یه دانشگاه دولتی درس خونده بودم. معدل لیسانسم ۱۷.۸ بود، مدرک آیلتس ۶.۵ هم داشتم، ولی با اینکه از نظر تحصیلی بد نبودم، همیشه فکر می‌کردم دیگه برای مهاجرت دیره. بیشتر دوستام ازدواج کرده بودن یا قید ادامه تحصیل رو زده بودن. خودم هم یه مدت فقط بین کار و خونه در رفت‌و‌آمد بودم.

یه روز یکی از شاگردای قدیمیم که رفته بود اروپا، برام پیج سبز اپلای رو فرستاد. گفت “ببین اینا کارشون خوبه، مشاوره‌شونم رایگانه، پر کن ببین چی می‌گن.” با خودم گفتم امتحانش ضرر نداره، فرم رو پر کردم. چند روز بعد یکی از کارشناسا تماس گرفت. خیلی راحت و صادق باهام حرف زد، پرسید هدفت چیه، چرا روانشناسی، چه برنامه‌ای برای آینده داری. اون گفت که با شرایط من میشه برای پری‌مستر روانشناسی در اروپا اقدام کرد، حتی برای کشورهایی مثل هلند.

جلسه‌ی مشاوره‌مون برام نقطه‌ی شروع شد. برام توضیح دادن که چه مدارکی لازمه، کجا شانس بیشتری دارم و چطور باید انگیزه‌نامه‌م رو بنویسم. لحنشون آروم بود و مطمئن، همون چیزی که لازمش داشتم تا ترسم بریزه.

قرارداد بستیم. ۲۰ درصد مبلغ رو اول دادم، گفتن بقیه‌ش بعد از پذیرش و ویزا هست. از همون روز، تیم سبز اپلای افتاد دنبال کارام. رزومه‌مو بازنویسی کردن، انگیزه‌نامه‌م رو از پایه نوشتن، مدارکمو چک کردن و حتی چند تا دانشگاه مناسب معرفی کردن. یکی از اون گزینه‌ها، دانشگاه تیلبورگ هلند بود.

وقتی اسم تیلبورگ رو شنیدم، راستش اول فکر کردم شانس من اونقدرا بالا نیست. ولی تیم گفت با توجه به نمرات و مدرک زبانم، شانسم خوبه. چند هفته گذشت. یه شب، وسط کار، یه ایمیل اومد از سبز اپلای. نوشته بودن “زهرا، تبریک! پذیرشت از دانشگاه تیلبورگ اومده.” زل زدم به صفحه، نفس کشیدن یادم رفت. حس خاصی بود، نه ذوق زیاد، نه اشک، فقط یه آرامش عمیق.

یه روز صبح، ایمیل سفارت اومد. ویزام صادر شده بود. همون لحظه فقط نشستم یه گوشه، لبخند زدم. بعد پیام دادم به کارشناس سبز اپلای و نوشتم “گرفتمش!” اونم نوشت “می‌دونستم می‌گیری، زهرا.”

وقتی رسیدم هلند، تازه فهمیدم مرحله‌ی جدید شروع شده. از ثبت‌نام دانشگاه گرفته تا کارهای بیمه و حساب بانکی، همش یه‌جور استرس داشت. ولی سبز اپلای اونجا هم تنهام نذاشت. تیم خدمات پس از ویزا باهام تماس گرفتن، یکی‌یکی راهنمایی‌ام کردن که چی‌کار کنم، از کجا شروع کنم. همین باعث شد خیلی سریع‌تر با شرایط جدید وفق پیدا کنم.

الان چند ماهه اومدم تیلبورگ. زندگی اینجا نظم خاصی داره، درس سنگینه ولی لذت‌بخش. هر بار که وارد کلاس می‌شم، یاد اون روز می‌افتم که با تردید فرم سبز اپلای رو پر کردم. اون روز فقط یه تصمیم ساده گرفتم، ولی اون تصمیم مسیر زندگی‌مو عوض کرد.

خیلیا ازم می‌پرسن “زهرا، با ۴۱ سال سن، واقعا شد؟”

می‌گم “آره، شد، چون یه تیم واقعی پشتم بود.”

من زهرا‌م، از تهران، ۴۱ ساله، با معدل ۱۷.۸ و آیلتس ۶.۵، و الان دانشجوی پری‌مستر روانشناسی توی دانشگاه تیلبورگ هلندم.

همه چی از یه فرم ساده شروع شد، یه مشاوره رایگان، و یه تصمیم که بالاخره وقتشه.

بازگشت به بالا