فکر نمیکردم شانس اینو داشته باشم که مدرک زبان رو موقع شروع پروسه ارائه ندم و بازم پذیرش بگیرم ولی با راهنمایی های تیم قوی سبز اپلای این اتفاق افتاد و من الان انگلستان زندگی میکنم
من اشکانم، ۲۴ سالمه و الان دانشجوی کارشناسی ارشد معماری و طراحی داخلیام توی دانشگاه میدلسکس لندن. هنوزم بعضی شبها که توی خوابگاه از پنجره بیرونو نگاه میکنم، با خودم میگم واقعاً من اومدم اینجا؟ چون مسیر رسیدن به این نقطه، نه راحت بود، نه سریع، ولی شدنی بود.
من تو اسلامشهر بزرگ شدم، همونجا هم تو یه دانشگاه دولتی معماری خوندم. از همون ترمهای آخر دانشگاه همیشه دلم میخواست ادامه بدم، ولی صادقانه بگم، اصلاً نمیدونستم از کجا باید شروع کنم. یه مدت فقط سرچ میکردم و بین سایتها گم میشدم. یه شب، موقع چرخیدن توی اینستاگرام، پیج سبز اپلای رو دیدم. نوشته بودن مشاورهی رایگان دارن برای کسایی که فرم رو پر کنن. گفتم خب، یه فرم پر کردن که ضرری نداره. پرش کردم و فرستادم.
دو سه روز بعد، یکی از کارشناسها تماس گرفت. خیلی خودمونی و راحت صحبت کرد، نه مثل یه مشاور خشک و رسمی. ازم پرسید معدل و رشتهت چیه، آیلتس داری یا نه. گفتم ۱۶.۲ معدلمه و آیلتس هنوز ندارم ولی در حال خوندنم. گفتن “اشکال نداره، میتونیم پذیرش مشروط برات بگیریم، فقط تا قبل از ارسال مدارک نهایی باید مدرک زبان رو بدی.”
بعد گفتن قراردادشون هزار یوروئه، ولی پرداختش مرحلهایه: ۲۰ درصد موقع عقد قرارداد، ۶۰ درصد بعد از پذیرش و ۲۰ درصد بعد از گرفتن ویزا. پیشپرداخت اولیهاش هم حدود ۲۵ میلیون تومنه. گفتن دفترشون تو تهرانه، ولی اگه نخواستم حضوری برم، میتونم غیرحضوری قرارداد ببندم. برام خیلی خوب بود، چون نمیخواستم بین کلاس زبان و کارم، برم تهران.
چند روز فکر کردم و بالاخره گفتم “باشه، شروع کنیم.” همون موقع مدارکم رو فرستادم و پیشپرداخت رو پرداخت کردم. از اونجا به بعد، تیم سبز اپلای کارش رو شروع کرد. رزومهم رو بازنویسی کردن، انگیزهنامهمو چندبار باهام مرور کردن، حتی توی انتخاب دانشگاهها کمکم کردن. گفتن دانشگاه میدلسکس گزینهی خوبی برای رشتهی منِ چون ترکیب طراحی و معماری رو پوشش میده.
پذیرشم مشروط اومد، فقط لازم بود نمرهی آیلتسم رو بفرستم. اون موقع یه ماه وقت داشتم تا آزمون بدم. واقعاً فشرده خوندم، صبح تا شب. استرس داشتم ولی تیم سبز اپلای دائم پیگیر بود، بهم برنامه میدادن و روحیهم رو حفظ میکردن. بالاخره امتحان دادم و نمرهم شد ۶.۵. وقتی نتیجه اومد، اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که “تمومش کردم.” مدارکمو فرستادم و بعد از چند هفته، پذیرش قطعی از دانشگاه میدلسکس رسید.
بعدش نوبت ویزا بود. سبز اپلای مرحلهبهمرحله راهنماییم کرد، از پر کردن فرمها تا تمرین مصاحبهی سفارت. حتی یه جلسهی تمرینی باهام گذاشتن تا جواب دادنهامو تنظیم کنم. گفتن “نگران نباش، فقط خودت باش.” و همین جمله باعث شد کل مصاحبه رو بدون استرس رد کنم.
وقتی ایمیل ویزا رسید، باورم نمیشد. اون شب تا صبح خوابم نبرد. فقط به مسیر چند ماههای فکر میکردم که از یه فرم ساده توی اینستاگرام شروع شده بود و حالا به یه بلیط هواپیما ختم شده بود. مرحلهی آخر پرداخت رو هم انجام دادم و شروع کردم به جمع کردن وسایلم.
وقتی رسیدم لندن، یکی از بچههای تیم سبز اپلای که اونجا بود کمکم کرد کارهای اداری رو انجام بدم: ثبت آدرس، حساب بانکی، بیمه، همهچی. بدون اون احتمالاً نصف کارا عقب میموند.
حالا چند ماهه که اینجام. درسام سنگینه، ولی دوستداشتنیه. از هر پروژه چیز جدیدی یاد میگیرم. بعضی وقتا دلم برای ایران تنگ میشه، برای خونواده و هوای اسلامشهر، ولی هر بار یادم میافته این مسیر با چقدر زحمت جلو رفت، یه نفس عمیق میکشم و ادامه میدم.
برای من سبز اپلای فقط یه تیم نبود، یه همراه واقعی بود توی مسیر مهاجرت تحصیلی. از اولین مشاوره تا روزی که پام رسید لندن، تنها نبودم. هر وقت توی راه دانشگاه از کنار ساختمونهای قدیمی رد میشم، به خودم میگم
“همهچی از پر کردن یه فرم ساده شروع شد.”