وقتی رشته ی علوم ورزشی رو انتخاب کردم بخاطر علاقه ای که بهش داشتم هرکس که می فهمید میگفت چرا این رشته رو انتخاب کردی؟ تو که باهوشی تو که درست خوبه و...
مشکلات من از همون اول شروع شد . نگاه اشتباه جامعه به رشته ای که من علاقه داشتم توش تحصیل و کار کنم . به هر حال وقتی وارد دانشگاه شدم خوب درس خوندم و سعی کردم که بعد از گرفتن مدرک کارشناسی م وارد بازار کار بشم و به درآمد برسم .
تصورات من راجع به بازار کار مثبت بود و فکر میکردم قراره همه چیز خوب پیش بره . اما درآمدم هیچ وقت به اون مقداری که میخواستم نرسید و جایگاه شغلی م هم در حدی که براش تلاش کرده بودم خوب و کافی نبود .
همش با خودم فکر میکردم اگر ایران نبودم هم باز شرایط همین می شد یا فرق می کرد؟ آیا اشتباه کردم که زودتر به فکر مهاجرت نبودم یا خارج از ایران هم تحصیلات و شغل من جایگاه واقعی خودش رو نداشت؟
من 31 سالم شده بود و هر روز به این فکر میکردم که چرا توی دهه ی 20 سالگی اقدامی نکردم از ایران برم؟ من آرزوی یه زندگی کم دغدغه و آزاد رو داشتم و دلم میخواست بتونم به کشورهای مختلف سفر کنم . اما این اتفاق نیفتاده بود و فکر میکردم تمام فرصت هام رو از دست دادم .
از روی کنجکاوی از یکی از دوستام که یک سال پیش برادرش مهاجرت کرده بود اتریش پرسیدم که مراحلش چجوری بوده و یه سری توضیحات راجع به تحصیل رایگان و نداشتن محدودیت سنی توی اتریش داد و حسابی ذهن منو درگیر کرد . چون اولین بار بود که حس میکردم ممکنه بتونم اقدام کنم و از ایران برم .
تصمیم گرفتم راهی که برادر دوستم رفته بود رو منم برم و اولین قدم گرفتن مدرک زبان بود . از 31 سالگی تا 32 سالگی زمان زیادی از اوقات فراغتم رو به آموزش زبان اختصاص دادم و تونستم مدرک زبان C1 آلمانی بگیرم .
به توصیه ی همون دوستم با سبز اپلای مشاوره رایگان گرفتم و خیلی زود قرارداد بستم و کل پروسه ی مهاجرتم توی کمتر از 4 ماه اتفاق افتاد .
احساس میکنم مثل برق و باد گذشت و هنوزم باورم نمیشه موفق شدم . شاید تنها چیزی که باعث شد منم به خواسته م برسم و برم برای مقطع کارشناسی ارشد توی یه کشور اروپایی ادامه تحصیل بدم و آینده ی بهتری رو بسازم این بود که اطلاعاتی کسب کردم که منو از ناامیدی نجات داد .