تحصیل توی بهشت اروپا احتمالا بهترین اتفاقی بود که می تونست توی زندگیم بیفته . بعد از مخالفت های زیاد خانواده م برای مهاجرت تقریبا بیخیال شده بودم که یهو همه چی تغییر کرد .
من مبینام . کسی که تا 29 سالگی حتی یه سفر خارجی هم نرفته بود ولی موفق شد از یه دانشگاه خیلی خوب توی هلند پذیرش بگیره .
داستان مهاجرت من از 19 سالگی شروع میشه . همیشه رویای تحصیل توی یه کشور خیلی خوب رو داشتم اما همیشه انگار ازش خیلی دور بودم . توی دبیرستان خیلی خوب درس میخوندم چون فکر میکردم وقتی کنکور رو خوب بدم قراره به عنوان یه آدم نابغه برام دعوتنامه بفرستن و از ایران برم . بعد از اومدن نتیجه ی کنکورم انتخاب رشته کردم و توی دانشگاه MBA خوندم . چون فهمیدم برای مهاجرت تحصیلی باید تمکن مالی ارائه بدم و نمیتونستم براش کاری کنم چون خانواده م برای مهاجرت ساپورتم نمیکردن . بعد از گذشت 4 سال مدرک کارشناسی مو گرفتم و با خودم گفتم تا دیر نشده باید برم سر کار و پول مورد نیاز مهاجرتم رو جمع کنم . اما وقتی وارد بازار کار شدم فهمیدم درآمدم به اندازه ی هزینه هام هست و قرار نیست بتونم به اندازه ای که میخوام پول دربیارم . برای اینکه کمتر به این فکر کنم که چقدر ناراحتم که داره زمانم میگذره و نمی تونم کاری برای رفتن از ایران کنم چسبیدم به کار و سعی کردم توی همون پیشرفت کنم .
بعد از چهار سال کار کردن شرایطم بهتر شد و تونستم یه پس انداز خوب برای خودم داشته باشم . دلم می خواست بیشتر پیشرفت کنم و به فکر ادامه تحصیل افتادم . از طرفی هم هندل کردن همزمان درس و کار برام سخت بود برای همین فقط بهش فکر میکردم ولی اقدامی انجام ندادم .
دیگه شد 29 سالم و باورم نمیشد کمتر از 1 سال دیگه قراره 30 سالم بشه و هنوز دارم ایران زندگی میکنم و چون خانواده م برای مهاجرت حمایتم نکردن هنوز ایرانم .
یه بار داشتم راجع به این دغدغه با یکی از دوستام صحبت میکردم که گفت میدونستی هلند ویزای تضمینی داره و اگر بتونی شرایطت رو جور کنی میتونی از ایران بری و اونجا با شرایط عالی تحصیل کنی ؟ من اینو که شنیدم چشمام برق زد چون یه دیتایی بود که توی زمان درست بهم رسید و خیلی خوشحال و امیدوارم کرد .
یه مقداری سرچ کردم و چندتا موسسه پیدا کردم که از یکی شون مشاوره بگیرم و پروسه ی مهاجرتم رو بهشون بسپارم تا بالاخره به آرزوم برسم . اولین جایی که براشون فرم مشاوره پر کردم و فرستادم سبز اپلای بود و بعد از جلسه مشاوره تصمیم گرفتم باهاشون قرارداد ببندم .
شهریه ی دانشگاه رو واریز کردم و پذیرش و ویزا خیلی سریع اومد . اولین چیزی که بعد از دریافت ویزا بهش فکر کردم این بود که کاش میتونستم بعد از همون کنکوری که براش خیلی زحمت کشیدم مهاجرت کنم . اما خیلی هم خوشحال بودم چون بالاخره اتفاق افتاد و برای من مهمترین چیزی بود که میتونستم به دست بیارم .
الان دارم توی دانشگاه ساکسیون هلند درس می خونم و باورم نمیشه که دارم از هلند براتون مینویسم .
روی متن بالا کلیک کن.