من حسامم. سی و یک سالمه، از تهران.
تا همین پارسال یه آدم کاملاً عادی بودم با یه زندگی روتین: کار میکردم تو یه استارتاپ، پروژههای انیمیشن و طراحی میزدم ، و تو همین دورِ خودم میچرخیدم. انگار یه مرزی توی ذهنم کشیده شده بود و همه چیز توی همون حصار داشت جلو میرفت.
خواهرم سارا اینجا هارلم هلند زندگی میکنه. پنج سالی میشد که رفته بود. هر بار که باهاش ویدیوکال داشتیم، کلی از فضای آزاد، آدمهای باز و ایدههای نو حرف میزد. آخرین بار که حرف زدیم، گفت: "حسام، چرا نمیای؟ همون رشته creative media که عاشقیش اینجا توی دانشگاه ما خیلی قویه. خودت رو محدود نکن." این حرف مثل یه جرقه بود. یه لحظه به خودم گفتم: "چرا که نه؟ آره دیگه، چرا نه؟"
ولی وقتی پای عمل به وسط اومد، تازه فهمیدم چقدر راه پرپیچ و خمه. باید معدلم رو میدیدم (۱۷ بود، خوب بود ولی خارق العاده نبود)، آیلتس ۶ هم داشتم. کلی موسسه مهاجرتی مختلف رو چک کردم، تا اینکه یه روز تو یه گروه اینترنتی، اسم "سبز اپلای" رو دیدم. چند نفر راجع بهشون خوب نوشته بودن. گفتم بد نیست منم یه مشاوره رایگان داشته باشم.آقای موسوی، مشاورم، اولین چیزی که گفت این بود: "حسام جان، با این معدل و آیلتس، نباید دنبال دانشگاههای خیلی تاپ ولی تئوری محور بری. باید جاهایی رو بزنی که به کار عملی و پورتفولیو اهمیت میدن. خودت کلی کار حرفهای داری، این بزرگترین نقطه قوتته." این حرفش کلی انگیزه داد. بعد مسیر رو برام شفاف ترسیم کردن: از انتخاب درست دانشگاه (که نهایتاً SRH Haarlem شد) تا نحوه نوشتن انگیزه نامه که داستانِ من، یه آدم باتجربه کار، باشه. حتی کمک کردن پورتفولیوم رو به سبک اروپایی درست کنم.
تموم شد! پذیرش اومد. اون روز هنوز باورم نمیشد. اول به سارا زنگ زدم که خوشحال بشه. بعدش پروسه ویزا که همچنان سبز اپلای کنارم بود و هر سوالی داشتم جواب میدادن.
و الان... من اینجام. هارلمم. تو یه کلاس کوچیک با بچههایی از هند، آلمان، ایتالیا. پروژه اولمون راجع به "روایت دیجیتال مهاجرت" بود. من راجع به خودم گفتم، راجع به مسیری که اومدم. استادم گفت کارم "شخصی و تأثیرگذار" بوده. این حسِ دیده شدن، خیلی ارزشمنده.
یه چیز دیگه هم هست... غیر از درس. حالا میتونم بعد از ظهرها با سارا دوچرخهسواری کنم، قهوه بخوریم، حرف بزنیم. داشتن یه تکیهگاه خانوادگی اینجا، همه چیز رو برام قابل تحملتر کرده.
آینده؟ هنوز مطمئن نیستم. شاید بعد از فارغ التحصیلی یه شغل اینجا پیدا کنم، شاید برگردم ایران با یه دید تازه. ولی میدونم همین قدم اول که برداشتم، با همه ترسها و شکها، بزرگترین تغییر زندگیم بود. و خب، یه کم هم مدیون اون مشاوره درست و راهنماییهای دقیق سبزاپلایام. بدون اونا شاید همچنان داشتم تو اینستاگرام سارا، عکسای هارلم رو نگاه میکردم و آرزو میکردم، به جای اینکه خودم تو این عکسا باشم.
برای مشاوره رایگان با سبز اپلای و پر کردن فرم مشاوره کلیک کنید.