اگه بخوام راستش رو بگم، شروع مسیر مهاجرت من اصلاً قشنگ و مرتب نبود، بیشتر شبیه یه راه طولانی بود که هر چند مترش یه مانع جدید جلو پام سبز میشد تا اینکه آشنایی با تیم سبزاپلای همه چیز رو برعکس کرد.
من درسا هستم، ۲۰ سالمه. من معدلم ۱۸.۳ بود و از همون اول هدفم آلمان بود، مخصوصاً دانشگاه مونیخ و یکی از رشته های مهندسی. ولی فقط هدف داشتن که کافی نیست، تازه دردسرها از همونجا شروع شد.
اولین و سختترینش زبان بود. آلمانی واقعاً زبان راحتی نیست. یه مدت همزمان درس مدرسه، کلاس زبان و خودخونی داشتم. بارها پیش اومد حس کنم دارم درجا میزنم. چند بار جدی به این فکر افتادم که کلاً قید آلمان رو بزنم. ولی چون میدونستم بدون زبان هیچ کاری جلو نمیره، ادامه دادم تا آخرش تونستم مدرک C1 ÖSD رو بگیرم. همونجا یه نفس راحت کشیدم، ولی فقط یکی از مراحل رد شده بود.
بعدش رسید به خانواده. قانع کردن خانواده شاید حتی از زبان هم سختتر بود. نگرانیهاشون منطقی بود؛ تنهایی، هزینهها، آینده شغلی، شرایط زندگی تو یه کشور جدید. مدتها طول کشید تا بفهمن من فقط هیجانی تصمیم نگرفتم و واقعاً برنامه دارم. کمکم با دیدن جدیتم، همراه شدن.
وقتی وارد مراحل اصلی مهاجرت شدم، تازه فهمیدم قضیه چقدر پیچیدهتر از چیزیه که تو اینترنت مینویسن. انتخاب دانشگاه، بررسی شرایط، مدارک، ددلاینها، و از همه مهمتر تمکن مالی. عددها واقعی بودن و استرسش هم واقعیتر. مدام میترسیدم یه اشتباه کوچیک کل پرونده رو خراب کنه.
در مسیر تحقیقاتم در روند اپلای و مهاجرت با سبزاپلای آشنا شدم. واقعیتش دنبال کسی بودم که فقط حرف امیدوارکننده نزنه و دقیق بگه چی شدنیه و چی نیست. توی جلسه مشاوره با آقای موسوی مسیرم شفاف شد. فهمیدم دقیقاً باید چه کارهایی انجام بدم، چی رو اصلاح کنم و از کجا شروع کنم. خیلی از ابهامهایی که داشتم همونجا برطرف شد. باتوجه به هزینه قراردادشون که خیلی کمتر از بقیه بود و خب راستش بگم موضوع هزینه در این روند خیلی برام مهم بود و اون تضمین برگشت وجه داخل قرارداد خیالمو راحت کرده بود و تصمیم گرفتم قرارداد ببندم.
با راهنمایی شما، دانشگاه متناسب با شرایط من انتخاب شد، مدارکم بدون سردرگمی آماده شد، موضوع تمکن مالی اصولی جمع شد و برای ویزا با آمادگی جلو رفتم. دیگه حس نمیکردم تنها دارم تو تاریکی راه میرم.
آخرش اون ایمیلی که منتظرش بودم اومد؛ پذیرش University of Munich برای کارشناسی مهندسی برق و فناوری. اون لحظه هم خوشحال بودم و هم خیالم راحت شده بود که مسیر رو درست رفتم.
الان که اینجام، میتونم بگم مهاجرت فقط درس خوندن تو یه دانشگاه خارجی نیست، یه تصمیم جدی و یه مسیر پرجزئیاته. اگه راهنمای درست نداشته باشی، خیلی راحت میتونی وسطش جا بزنی.
من درسا هستم و این تجربه واقعیه من.