بعد از اینکه پذیرش دانشگاه پارما رو گرفتم، راستش یه جورایی خیالم راحت شده بود. احساس می‌کردم به هدفی که براش کلی زحمت کشیده بودم رسیدم و دیگه بیشتر حواسم به کارهای بعدی و آماده شدن برای رفتن به ایتالیا بود.

از اون طرف هنوز جواب چند تا دانشگاه دیگه نیومده بود، ولی خیلی درگیرش نبودم. با خودم می‌گفتم هر چی بشه، من مسیرم رو پیدا کردم.

تا اینکه یه روز، تلفنم زنگ خورد. و خانوم محمدی پشت خط بود. اول فکر کردم مثل همیشه درباره یکی از مراحل پرونده یا مدارک تماس گرفتن. ولی بعد از چند ثانیه گفتن : «سارا، یه خبر خوب دیگه هم برات داریم!»

واقعاً حدس نمی‌زدم چی قراره بشنوم.

وقتی گفتن از دانشگاه بولونیا هم پذیرش گرفتی، چند لحظه فقط ماتم برده بود! چون بولونیا از همون اول یکی از دانشگاه‌هایی بود که خیلی دوستش داشتم و همیشه برام یه گزینه ویژه محسوب می‌شد. یادمه همون لحظه چند بار نامه پذیرش رو چک کردم تا خودم هم نامه پذیرش رو ببینم و مطمئن بشم خواب نمی‌بینم!

حس خیلی قشنگی بود. از یه طرف خوشحال بودم که حالا دو تا پذیرش خوب از ایتالیا دارم و از طرف دیگه باید برای انتخاب نهایی بیشتر فکر می‌کردم. ولی چیزی که بیشتر از همه خوشحالم کرد این بود که فهمیدم تمام وقت و هزینه‌ای که برای آماده کردن مدارک، و طی کردن مسیر اپلای گذاشته بودم، واقعاً نتیجه داده.

گرفتن پذیرش از دانشگاه بولونیا برای من فقط یه پذیرش دوم نبود؛ یه اتفاق شیرین و غیرمنتظره بود که باعث شد با انگیزه و اعتمادبه‌نفس بیشتری ادامه مسیرم رو دنبال کنم. هنوز هم وقتی یاد اون تماس و خبری که شنیدم می‌افتم، لبخند روی صورتم میاد.

میتونی از طریق لینک زیر داستان پذیرش اول سارا رو بخونی :
🔗 لینک داستان

برای رزور مشاوره رایگان مهاجرت تحصیلی با سبزاپلای، روی لینک زیر کلیک کن و اطلاعاتت رو در فرم مشاوره ثبت کن👇🏻
🔗 لینک فرم مشاوره
بازگشت به بالا